خرید بک لینک
هفته ی سختی رو پشت سر گذاشتم. دو تا میانترم. یه دونه ارائه. چند تا تمرین تحویلی که دست و پا شکسته تحویل دادم. کمبود خواب شدید. و یه سرماخوردگی نسبتا قوی. کلی بار روانی تحمل کردم. از سمت دیگران رفتار

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 20 بهمن 1398 ساعت: 14:41

This world is very orderly

! and this life is very real

! I need some magic and miracle

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 20 بهمن 1398 ساعت: 14:41

چطور تونستن سه روز تمام انکار کنن؟!!! چطور اون اقاهه که مسئول سازمان هواپیمایی ایران بود سه روز تموم اومد گفت نه بابا والا به پیر به پیغمبر موشک نبوده و این خودش نقص فنی داشته؟!!!! وحشتناک هست که هواپ

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 20 بهمن 1398 ساعت: 14:41

سلام. این روزها چند درصد از خودتون راضی هستین؟ این روزها چند درصد خودتون رو دوست دارین؟ این روزها چند درصد خانوادتون رو دوست دارین؟ این روزها چند درصد ادمهای اون محیطی که بعد از خونه بیشترین تایم رو

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 20 بهمن 1398 ساعت: 14:41

شادی و امیدواری شاید مُسری باشه ولی تزریق کردنی نه!

به عبارتی هیچ وقت نمیشه روی یه سطح سیمانی گل نرگس کاشت!

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 20 بهمن 1398 ساعت: 14:41

شیخ بعد از ده سال آرام و بدون استقبال به نجف وارد شد و آن هنگام سی و پنج ساله بود که قدری پیرتر به چشم می آمد .او چشم پُر کن نبود و هیچ گاه هم چنین نشد. چشم پُرکن ها خود را به رخ می کشند و به چشم می آ

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: يکشنبه 20 بهمن 1398 ساعت: 14:41

مرز بین یه سری چیزا خیلی باریک هست.

یه سری چیزها رو با دقت زیاد میشه از یه سری چیزا تمییز داد و ولاغیر. شاید هم کلا جواب قطعی ندارن این چیزا.

مرز بین با سیاست بودن٬ رند بودن٬ محاسبه گر بودن در عین حال معصوم بودن و تو دنیای سیاهِ خاله زنک ها وارد نشدن...

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 12 فروردين 1398 ساعت: 17:40

می خور

که شیخ و حافظ و مفتی و محستب

چون نیک بنگری

همشون سر و ته یه کرباسن!!!

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 12 فروردين 1398 ساعت: 17:40

دو یار زیرک و از باده ی کهن٬ دومنی

فراغتی و کتابی و گوشه ی چمنی


من این مقام به دنیا و اخرت ندهم

اگرچه در پیام افتند هر دم انجمنی


(حضرت حافظ)

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 12 فروردين 1398 ساعت: 17:40

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 12 فروردين 1398 ساعت: 17:40

سلام. خیلی وقتها راجع به این میشنیدم که اره بهترین شغل برای زن خانه داری هست. کسایی که هم زمان هم شاغل هستن و هم مادر , یه جورایی به بچه هاشون ظلم میکنن و بچه ها درست تربیت نمیشن. الان هم که احساس می

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 12 فروردين 1398 ساعت: 17:40

سالی که نکوست از بهارش پیداست. میترسم از ۹۸. اخه قبلش مدام داره اتفاقاتی که برای من بارروانی داره رخ میده. هوووفف... امیدوارم به خیر بگذره واقعا... یعنی چی میشه امسال؟ یعنی واقعا اسفند۹۸ چه حسی دارم؟ به نظرم سال خوبی بوده یا مثل سال ۹۵ مزهی زهرمار خواهد داد؟ چه روزایی...چه روزایی..چه روزاییی... چه روزایی...

میترسم. و به دلداری احتیاج دارم. به اینکه یه موجودی بشینه جلوم و همون حرفهایی که خودم صددرجه بهترش رو بلدم بهم بگه.

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 12 فروردين 1398 ساعت: 17:40

تعریف میکرد: تو کلاسهای امنیتی که میریم استادمون خیلی تاکید داره به اینکه ادم وقتی میخواد یه جایی رو هک کنه و حمله کنه اول کار نباید وایسه به این فکر کنه که اره یه or بزارم اخرش کوتیشن بزارم و هر سا

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 12 فروردين 1398 ساعت: 17:40

فکر میکنم هر از یه مدت , مثلا سالی یکی دوبار باید بابت تمام انتخاب های عاقلانه ای که داشتیم اشک بریزیم. بابت تمام موقعیتهایی که میشد انتخابشون کرد و جریان طور دیگه ای رقم بخوره ولی ما اگاهانه و عاقل

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 12 فروردين 1398 ساعت: 17:40

چیزی که الان دلم میخواد, قدم زدن توی خیابون هست. هوا همین اندازه ای که الان سرد هست سرد باشه. باد نیاد ولی. اسمون ابر داشته باشه ولی ستاره هاش پیدا باشن... من هی پیاده روی کنم هی پیاده روی کنم هی پیاد

برچسب: نویسنده: آرتین پاکدل تاريخ: دوشنبه 12 فروردين 1398 ساعت: 17:40

صفحه بندی